تبليغاتX
زندگی سبز با تو
زندگی سبز با تو

همچون دو همسفر تا آخر عمر

سلام بعد یه مدتی اومدم 

راستشو هم بخواین اصلا فرصت سر زدن به وب هم ندارم دوستان هم ناراحت

نشن که به اونها سر نمی زنم به امید خدا سعی میکنم جبران کنم

امروز اومدم بهترین دوستای عمر زندگیمو به شما معرفی کنم که هر کدومشون

به معنی واقعی گل هستن امیدورام این زندگی بین ما ....نندازه

این عزیزان من یک جورای مکمل همدیگه هستن (هر سه تاشون خنگن فقط من تو

این سه تا سالم هستم خودم زدم)

 

 

نفر اول مملی خودمه که الان رفته سربازی خیلی خیلی از ما دوره (سنندج)

امیدورام خدا پشت و پناش باشه

نفر دوم هم کامی گل پسر خودمه (امیدوارم که کامی هم زودتر به خواست خدا

راهی خونه بخت بشه)

نفر سوم هم که داداشی خودم آقا هادی اونم از من و کامی دوره تو تاکستان داره

ترم آخر کارشناسی شئ میگزرونه الان که درام مینویسم قراره شنبه بیائ بابل

برای هادی هم آرزو میکنم که زود درسش تموم بشه موفق برگرده

 

همه اینا رو گفته که بگم دل ندارم هیچ وقت نگرانی این عزیزان رو ببینم امید

وارم همیشه شاد ببینموتون

(یاحق)حسین

نوشته شده در دوشنبه چهاردهم آذر 1384ساعت 19:25 توسط حسین| |

سلام

بهترین دوستم ۳۰ دقیقه دیگه از این خاک لعنتی خارج میشه و من حتی بهش نگفتم:دلم برات تنگ میشه.حتی بغلش نکردم.نبوسیدمش.نگفتم دوستت دارم.نگفتم زود برگرد....فقط:

دست دادم و گفتم:خوش بگذره.مواظب خودت باش.خداحافظ

و رفت.........................

چقدر عوض شدم!!!چقدر عوض شدیم!!

یکی از دوستان میگه این واسه اینه که بزرگ شدیم ولی من از وقتی یادم میاد بزرگ بودم...هیچوقت بچگی نکردم...

اگه اون راست میگه یعنی انقدر بزرگ شدیم که همه چی یادمون بره؟!

بچه ها بگین چمون شده؟!اگه شما هم مثل من شدین

نوشته شده در جمعه چهارم آذر 1384ساعت 21:42 توسط حسین| |

مذهب شوخي سنگيني بود كه محيط با من كرد و من سالها مذهبي ماندم.
بي آنكه خدايي داشته باشم ...

سهراب سپری

 

نوشته شده در پنجشنبه سوم آذر 1384ساعت 14:46 توسط حسین| |


قالب وبلاگ : قالب وبلاگ