همچون دو همسفر تا آخر عمر
شگفتا وقتی که بود نمی دیدم وقتی می خواند نمی شنیدم وقتی دیدم که نبود....وقتی شنیدم که نخواند! چه غم انگیز استکه وقتی چشمه ای سرد وزلال در برابرت می جوشد و می نالد و می خواند تشنه آتش باشی نه آب! و چشمه که خشکید>چشمه که از آن آتش که تو تشنه آن بودی بخار شد وبه هوا رفت و آتش >کویر را تاخت و در خود گداخت و از زمین آتش روئید و از آسمان آتش بارید توتشنه آب گردی و نه تشنه آتش! و بعد عمری گداختن از غم نبودن کسی که تا بود از غم نبودن تو می گداخت (شریعتی) عشق … پايان راه تمام شد اشك يعني… اشك يعني دلبر از كويم برفت اشك يعني شادي از رويم برفت اشك يعني ديده ام او را نمي بيند دگر اشك يعني روي او در خواب نبينم من دگر اشك يعني ظلمت قلب شكسته اشك يعني بي تو فردايي ندارم اشك يعني بي تو رويايي ندارم اشك يعني قطره هاي خاطره اشك يعني غربت يك پنجره اشك يعني دل سپردن تا ابد اشك يعني از تو خواندن تا ابد اشك يعني بارش يك ابر پر اشك يعني قطره هايي همچو در اشك يعني بي وفايي؛بي وفايي اشك يعني بي صدايي؛بي صدايي اشك يعني سوختن تا آسمان اشك يعني گريهاي بي امان اشك يعني، رفتن تو، ماندن من اشك يعني غصه ي يك مرد كور اشك يعني ياد روز آشنايي اشك يعني غربت روز جدايي
به نام او و برای او که همه اوست![]()
ايستاشك يعني وسعت اندوه ما
اشك يعني گريه هاي بي صدا
اشك يعني آخر يك راه دور
| قالب وبلاگ : قالب وبلاگ |








