تبليغاتX
زندگی سبز با تو
زندگی سبز با تو

همچون دو همسفر تا آخر عمر

کاش میشد: عشق را ترسیم کردسیب سرخ عشق را تقسیم کرد

کاش میشد: مهربانی رنگ داشت لبیکها شوق یک آهنگ داشت

کاش میشد: اشک گل را پاک کرد غصه ها را کاش میشد خاک کرد

کاش میشد: پنجره ها را شکست در حریم خلوت دلها نشست

کاش میشد: با صفا همخانه شد مرحم زخم پر پروانه شد

کاش میشد: گریه ها افسانه بود اشکها با چشمها بیگانه بود

کاش میشد: قاصدک یک خانه داشت خار جایی در دل پروانه داشت

کاش میشد: غصه ها بی رنگ بود آیینه های جهان از سنگ بود

کاش میشد: تا صفا پرواز کرد عقده های بی کسی را باز کرد

کاش میشد: برکه ها دریا شود کاش میشد خار هم زیبا شود

کاش میشد: با شقایق خنده کردغصه ها را در پس یک پرده کرد

(یا حق) حسین

نوشته شده در سه شنبه سی ام بهمن 1386ساعت 14:3 توسط حسین| |

سلام

میخوام یه سئوال از خودتون بپرسین ؟

لوکوبوزیه طراحی شهری رو به ۱-کار   ۲-تفریح  ۳- استراحت

شما باشنیدن این کلمات یاد چی میوفتید ؟

تفریح؟

استراحت ؟

واقعا اینها تو زندگی جامعه و خانوادگی چه معنی برامون دارن ؟

 

آیا واقعا داریم به معنای کلمه "تفریح"     "استراحت " میکنیم؟

 

نوشته شده در چهارشنبه دهم بهمن 1386ساعت 10:14 توسط حسین| |


قالب وبلاگ : قالب وبلاگ